او پرنده نبود
اما به پرواز نیاز داشت پس به بایدی برای پریدن به بالهای باد اعتماد کرد باد بی درنگ او را ربود اما در نیمه راه رها کرد من دیدم که چگونه مرد مجنون عشق بود... من از بلندای تپه ی خاطره ها شاهد لحظه های یقین بی آنکه باد را صدا کنم یا آنکه با چشم بسته به شعبده ی باد اعتماد کنم پرنده شدم رها از سلطه ی باد تا به دورها پریدم آنجا در انتهای سرزمین نور نپرس که چه دیدم به جز انسان هیچ! من جزپری وجود خویش چیزی در آینه ی خیال خدا ندیدم! آنگاه در واپسین دم غروب دیدم که چگونه،پرنده سقوط کرد گفتی: آیا پرنده بدون بال بود؟ بالش شکست؟ با بالی شکسته سقوط کرد؟ گفتم: نه! پرنده عاشق سودای خویش بود در کوچه های بن بست زادگاه پری دلش شکست،چون دری گشوده نشد با دلی شکسته سقوط کرد... اکنون من به دور خویش تار می تنم برای فهم مرگ پرنده نیز در کوچه های بن بست ذهن خویش سر به در بسته می زنم عالم است پری که من در پی کیستم با مرگ پرنده من نیز مردم! نه دیگر زنده نیستم شاید در یک غروب پاییزی در بلندای دیگری،با دیدن یک پری از خاکستر سبزم دوباره سر برآورم جوانه زنم یا بی اعتنا به باد گم شوم در آغوش آن پری بار دیگر پرنده شوم...
سفر زیارتی سیاحتی و همیشگی آخرت
"قبل از پرواز گذرنامه را تکمیل نمایید."
نام: انسان نام خانوادگی: آدمیزاد نام پدر: آدم نام مادر:حوا لقب: اشرف مخلوقات نژاد: خاکی صادره از: دنیا مقصد:برزخ مکان:بهشت،اگرنشدجهنم ساکن:کهکشان راه شیری،منظومه ی شمسی،زمین ساعت حرکت وپرواز:هروقت که خدا صلاح بداند


وسایل مورد نیاز:
1- دو متر پارچه ی سفید 2- عمل نیک 3- انجام واجبات و ترک محرمات 4- امر به معروف و نهی از منکر 5- دعای والدین و مؤمنین 6- نماز اول وقت 7- ولایت ائمه ی اطهار 8- اعمال صالح،تقوا و ایمان "برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر"ص" مراجعه نمائید.
توجه : 
1- خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمائید.
2- از آوردن ثروت،مقام،منزل،ماشین حتی داخل فرودگاه خودداری نمائید.
3- حتما قبل از پرواز به بستگان خود توضیح دهید از آوردن دسته گلهای سنگین و سنگ قبر گران و تجملاتی و نیز مراسمهای پرخرج و...خودداری نمائید.
4- جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور فقرا و مستضعفین مشخص نمائید.
5- از آوردن بار اضافی از قبیل:حق الناس،غیبت،تهمت و...خودداری نمائید.
"تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی،رایگان،مستقیم وبدون وقت قبلی می باشد."
"در صورتیکه قبل از پروازبه مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید."
186سوره بقره-45سوره نساء-139سوره توبه-55سوره اعراف-2و3سوره طلاق
سرپرست کاروان:حضرت عزرائیل
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا به پایین نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده بگیرد تا او را بلند کند.

پرواز اعتماد را با یکدیگر تجربه کنیم وگرنه می شکنیم بال های دوستی مان را.

هیچ وقت نمی توانید با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشاریم.

برای آنکه کمی،حتی اگر شده کمی زندگی کنیم دو تولد لازم است؛1- تولد جسم 2- تولد روح.که هر دو مانند کنده شدن هستند اولی بدن را به این دنیا می افکند و تولد دومی روح را به آسمان می فرستد.

ضرب المثل آفریقایی:آن که اشک های یک کودک را نخشکاند خود خواهد گریست.

انسان مانند رودخانه است هر چه عمیق تر باشد آرام تر است.

می دانم که ناراحتت کرده ام می توانی دعوایم کنی می توانی به احساساتم سیلی بزنی می توانی شعری که برایت گفته ام امروز وهمین حالا پاره کنی می توانی تا همیشه مرا چشم انتظار بازگشت بگذاری.........یک کار دیگرهم می توانی بکنی "می توانی لبخند بزنی"

کسانی هستند که بزرگ متولد می شوند کسانی هم دنبال بزرگی اند کسانی هم بدون تلاش بزرگ شناخته می شوند
کمی فکرکن تو از کدامین دسته ای:آآیابزرگ متولدمی شوی؟
آیادردنیا به دنبال بزرگی هستی؟
یا باعشق ومحبت همه تورادوست دارند؟این خود نوعی بزرگی است.

برای کوبیدن یک حقیقت،خوب به آن حمله مکن،بدازآن دفاع کن.(علی شریعتی)

یاد پدرم افتادم که می گفت:نه باکسی بحث کن،نه ازکسی انتقادکن.هرکی هرچی گفت بگوحق باشماست وخودت راخلاص کن.آدم ها که عقیده ات رامی پرسند،نظرت رانمی خواهند.می خواهند باعقیده خودشان موافقت کنی.بحث کردن باآدم ها بی فایده است.(زویاپیرزاد)

قضاوت کردن کار آدم هایی که جهت زندگیشون وسط راه نمی لغزه...

ایستادن مردن بهتر از اینکه آدم روی زانوهاش زندگی کند.

بگذار سرنوشت هر راهی می خواهد برود / ما راهمان خداست این ابرها تا می توانند ببارند/ما چترمان خداست

در دنیا به دنبال سیرتی باش که تو را خلاصه در آنچه هستی ببیند تا کاستی هایت درپیشش زیاده ننماید.

پرسید کدام راه نزدیکتر است؟ گفتم به کجا؟ گفت به خلوتگاه دوست.گفتم تو مگر فاصله ای می بینی بین دل و آن کس که دلت خانه ی اوست؟

زندگی بافتن یک قالی است.نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی.نقشه را اوست که تعیین کرده.تو دراین هین فقط می بافی.نقشه را خوب ببین.نکند آخر کار قالی زندگیتان را نخرند.

گوهر خود را نزن بر سنگ هرناقابلی صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی.


شطرنج وار زندگی نکنیم
بودن در عالم وجود وحل شدن در تصور آن،آدمی را به شکل مهره ای درمی آورد که بی اختیار در صفحه ی شطرنج زندگی،از خانه ای به خانه ای دیگر کشیده می شود.بی انکه سیاهی یا سفیدی زیر پایش را در یابد.آنگاه لحظه ها با حرکت بی ثمر مهره ها سپری می شوند ودرست در آخرین لحظه که وقت رفتن فرا می رسد،عده ای عبث بودن عبور لحظه هارا در می یابند وباور نمی کنند که به همین سادگی فریب خورده اند و قبل از آنکه اولین چرای همه ی عمرشان را بر زبان آورند،به همان جایی که ازآن آمده اند،دوباره بازمی گردند،وعده ای آن لحظه ی آخر را هم مثل همه ی لحظات سپری شده،سپری می کنند وبی خبر از چگونه آمدن وچگونه رفتن خویش،در دل جوهره ی هستی فرو می روند.اما معدودی در لحظه ای از لحظه های در حال حرکت به خود می آیند و آخرین لحظه،لحظه ی آغازینی می شود کز آنها فراسوی صفحه های سیاه و سفید،از سر نقطه ی خط نادیده،حرکتی را آغاز می کنند تا لحظه های تهی را سرشار از معنی و مفهوم کنند و سر آخر جذب منبع جوهره ای،ناشناخته به ابدیت بپیوندند.
زندگی باوری می خواهد،آن هم از جنس امید
که اگر سختی راه،به تو یک سیلی زد
آن امید به تو گویدکه خداهست هنوز
از طاهر جیناک


